تبليغاتX
رفع کوتی





"پیام در یک بطری" جزو زیباترین فیلمهائی بوده که بارها دیدم

شما با مشاهده فیلم به مرور به خصوصیات و اتفاقاتی که برای آقای گرت بلیکپیش اومده و در طول فیلم براش پیش میاد آشنا میشید و جالب اینجاست باوجودی که آقای گرت بلیکهمسرش فوت کرده ، یکی دوسالی تنها با خاطراتش سر کرده ، حتی حاضر نیست کفشهای کهنه همسرش را از جائی که آخرین بار اون لمسشون کرده تکون بده ، بعد از مدتها حاضر نیست با زن دیگری که کاملا باهاش احساس صمیمیت میکنه رابطه داشته باشه و تصمیم میگیره تا آخر عمر تنها با رویای همسرش زندگی را سر کنه ولی باورتون نمیشه اگه بگم کمتر بیننده ای در خوشبخت بودن آقای گرت بلیکتا آخر عمر شک میکنه .

کوین کاستنر هرپیشه مورد علاقه منه و توی این فیلم قوقا کرده (نمیدونم شاید هم غوغا)

.

.

.

.

..


تصاویر و اطلاعات تکمیلی

+ نوشته شده در شنبه 5 دی1388ساعت 8:19 توسط رایمند |




اگه توی همه فیلمهائی که تاکنون در مورد جنگ دوم جهانی و هولوکاست ساخته شدن مثل "پیانیست" ، "کتاب سیاه" و یا "فهرست شیندلر" یهودیها را مثل ضعیفه هائی میبینیم که بصورت بی رحمانه ای توسط نازیها قتل عام می شن. با دیدن فیلم "حرومزاده های شرم آور" این موضوع اصلا احساس نمیشه.

کاملا مشخصه که کارگردان مثل یک "کودکی که زجر دیده" از تمام تخیلاتش کمک گرفته تا بتونه فیلمی بسازه که در اون از کسانی که یهودی ها را قتل عام کردن بصورت کاملا رقت باری انتقام گرفته بشه. به عبارتی پس از کشته شدن تک تک نازی ها پوست سرشون در جلوی دوربین کنده میشه یا روی پیشونی اونها نقش صلیب شکسته با خنجری طویل و برنده مثل قاچ کردن سیب حک میشه و یا همه آلمانیها را یک جا قتل عام میکنن.و این موضوع را میشه از نام فیلم هم بهش پی برد.

البته شاید هم بشه گفت بصورت نمادین فیلم "حرومزاده های شرم آور" قصد داره اتفاقاتی را که برای نازیها طی شصت سال گذشته پیش اومده و یا ننگی که بر پیشونیشون حک شده را به نمایش بگذاره.

من تبلیغ فیلم را به دفعات در شبکه های ماهواره ای دیدم و به همین دلیل فیلم را تهیه کردم که ببینم ولی در نهایت شاهد یه فیلم متوسط بودم. و البته شما در این فیلم شاهد نقش آفرینی کاملا متفاوتی از "براد پیت" خواهید بود که جزو نقاط قوت فیلمه.

.

.

.

.

تصاویر و اطلاعات تکمیلی

+ نوشته شده در پنجشنبه 3 دی1388ساعت 8:13 توسط رایمند |


وقتی در اول فیلم به صحبت "بهمن قبادی" گوش میکردم که با ته لهجه کردی میگفت من برای این فیلم هیچ حق کپی رایتی قائل نیستم و هرکه این فیلم را بخصوص در ایران نگاه میکنه کاملا حلالشه و خواهش کرده اول اینکه این فیلم را به همسایه و دوست و آشنا هم بدهید تا نگاه کنند و دوم اینکه هرجا توی ایران به جوانی اهل موسیقی برخوردید کمکش کنید چرا که در ایران خیلی با مشکل مواجه میشن ، پیش خودم به معرفتش ایول گفتم.

فیلم "کسی از گربه های ایرانی خبر نداره" سرگذشت پر تلاطم گروه های رپ موسیقی در ایرانه که همه ما با دردسرهاش آشنا هستیم. و  البته در طول فیلم در کنار ماجرائی پر کشش شما میتونید به چند موسیقی خودی و نخودی گوش کنید.

یادم میاد در گذشته توی یه جشن عروسی که برادران کمیته برای دستگیری نوازندگان و ضبط آلات موسیقی تشریف آورده بودن نی همبونه را توی یک سطل غایم کرده بودیم که کمی ازش بیرون بود و وقتی من خواستم فشارش بدم که دیده نشه صداش همه چیز را بر ملا کرد.

 

تصاویر و اطلاعات تکمیلی

+ نوشته شده در سه شنبه 1 دی1388ساعت 9:2 توسط رایمند |

.

آدمها  نمیدونن چطور عشق بورزن.

به جای بوسیدن میگزن.

به جای لمس کردن ضربه میزنن.

و یا خیلی راحت بخاطر عشق بد میشن یا کاملا یکنواخت.

واسه همینه که مردم از عشق اجتناب میکنن و به جاش میرن سراغ عصبانیت.

چون این احساسات بر عکس عشق همیشه حاضر و آماده هستن.

 و البته بعضی وقتا بدون دونستن همه حقیقت قضاوت میکنن.

خشم حتی وقتی دلیلی واسه بودنش وجود نداره میتونه تو را عوض کنه و تو را تبدیل به چیزی بکنه که واقعا نیستی.

بنابراین عصبانیت در اوج خودش چیزی نیست جز همونی که بهش تبدیل شدی.

به امید اینکه یه نفر یه روزی بلند بشه و بفهمه که نباید از سفر بترسه

بدونه که حقیقت را نمیشه هیچوقت بطور کامل فهمید و اینکه عصبانیت مثل قد کشیدن ممکنه کند و تند بشه و اگه به موقع متوجه اش بشیم میتونه این فرصت را در اختیار ما بگذاره که دوباره خودمون را پیدا کنیم.

راستی فیلم "اوج عصبانیت" با هنرنمائی هنرپیشه مورد علاقه من "کوین کاستنر"و "جوان آلن" در مورد مادری به همراه چهار دخترشه که به باور اینکه همسرش اونها را ترک کرده روزگار سختی را میگذرونه 

.

.

.

.



.

.

.

..

.

.

.

.

.


تصاویر و اطلاعات تکمیلی

+ نوشته شده در شنبه 21 آذر1388ساعت 6:50 توسط رایمند |

در فوتبال فقط بازی های مطرح اروپائی من را ترقیب به تماشا میکنه اون هم حداکثر سی دقیقه از نود دقیقه با این وجود مشاجرات بین "امير قلعه نوعي" و "محمد مايلي كهن" را با اشتیاق گوش کرده ام و یا مصاحبه های جنجالی آقای "فیروز کریمی".

از نظر من تفاوتی بین اینگونه خبرها در کشور ما و ماجرای فیلم "عزیزان آمریکا" وجود نداره. چون هردو اختلاط مسائل شخصیه با مسائل کاری. مسائلی که حتی برای من که به سختی اسم این مربی ها را برای نوشتن این متن به یاد آوردم جذاب و شنیدنیه.

ماجرای این فیلم به صورت طنز حول و حوش همین قضیه میچرخه. خانم و آقای هنرپیشه ("کاترین زتا جونز" و "جان کوزاک") که مدتها زوج هنری بودن رابطشون شکراب شده و از هم جدا شدن و این مسئله بازار خبر را کساد کرده و برگشت به کار آقای لی خبرنگار ("بیلی کریستال")هم مشروط میشه به داغ شدن اخبار دور و بر این دو هنرپیشه حتی اگه منجر بشه به خودکشی و یا شکست عشقی آقای هنرپیشه با خواهر("جولیا رابرتز")  خانم هنرپیشه.

.

.

.

..

.

.

تصاویر و اطلاعات تکمیلی

+ نوشته شده در جمعه 22 آبان1388ساعت 7:0 توسط رایمند |

برای من تماشای فیلم مثل قدم زدن توی یه کوچه باغ روستائیه
آدامس موزی خشک شده ای که از یه مغازه متروکه میخرم همون اندازه بهم مزه میده که تمشک های تازه ای که توی راه میچینم.

رایمند

Home
Email
Night Skin